مرتضى مطهرى

102

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

المشئمه » يا « اصحاب الشمال » مىنامد و دسته‌اى كه آنها را « سابقين » مىنامد . از اين سه دسته ، دو دسته اهل سعادتند يعنى سابقين و اصحاب يمين با تفاوتى كه ميان اين دو دسته وجود دارد . قرآن سابقين را « مقرّبان » مىنامد ولى اصحاب يمين را مقرّبان نمىنامد . شايد بر آنها همان تعبيرى صدق كند كه در سورهء « وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفين » آمده است ؛ آنها را « ابرار » مىنامد « 1 » يعنى نيكان ، ولى مقرّبين نمىنامد كه تقريباً يعنى باريافتگان ، نزديك‌شدگان ، آنهايى كه به مقام الوهيت نزديكند ، خود را نزديك كرده‌اند ، به مقام قرب رسيده‌اند . اين تعبيرى كه در قرآن آمده است به نام « اصحاب اليمين » يا « اصحاب الميمنة » از يك طرف و « اصحاب الشمال » يا « اصحاب المشئمه » از طرف ديگر ، مسلّم يك حقيقتى را بيان مىكند يعنى صِرف نامگذارى نيست . اصحاب يمين يعنى يارانِ دست راست ، يا ياران راست ( خود لغت مفهومش اين است ) . اصحاب شمال يعنى ياران چپ . ولى سابقين ما فوق اينها هستند ، نه ياران راستند و نه ياران چپ . قرآن تعبير نكرده كه آنها ياران خط مستقيم هستند ولى به هر حال آنها را با كلمهء « سابقين » ذكر كرده است كه بالاتر از « اصحاب راست » است . تدبر در اين آيات اينجا يك مطلب هست و آن اين است كه آيا براى ما جايز و يا لازم است كه در معنى اين آيات دقيق شويم و تدبّر كنيم بگوييم چرا خدا عده‌اى را « اصحاب اليمين » مىنامد ؟ « يمين » در اينجا به چه معنى است ؟ عده‌اى را « اصحاب الشمال » مىنامد ، « شِمال » و چپ در اينجا به چه معنى است ؟ مقصود راستِ چه كسى است ؟ آيا به اعتبار اين است كه هر انسانى طرف راستى دارد و طرف چپى ؟ همهء انسانها ، هم دست راست دارند هم دست چپ . اين طور نيست كه بعضى از انسانها دست راست داشته باشند بعضى دست چپ . پس به اعتبار چيست ؟ اساساً آيا تدبّر و تعمق در اين مسائل براى ما جايز يا لازم است ؟ يا حتى نه تنها لازم نيست بلكه جايز هم نيست ؟ بعضى را ما مىبينيم كه تعمق در اين گونه آيات را حتى جايز هم نمىدانند ، به اين معنى كه لااقل عملًا دنبال اين فكرها نيستند ؛ [ مىگويند ] قرآن گفته « اصحاب

--> ( 1 ) . مطفّفين / 22 .